عصر ایران- مجله آمریکایی نیوزویک در گزارشی 20 چهره پرنفوذ ایران از نگاه خود را معرفی کرد. به گزارش عصر ایران (asriran.com) نیوزویک در تازه ترین شماره خود مطابق عادت سالانه 20 چهره پرنفوذ ایرانی را فهرست کرد که نکته جالب در خصوص آن، قرار گرفتن شخصیت های ورزشی و سینمایی در میان اشخاص عالی رتبه سیاسی و روحانیون برجسته کشور است. در فهرست نیوزویک نام اشخاص زیر به چشم می خورد: 1- آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی 2- محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور 3- آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان رهبری 4- سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق 5- آیت الله احمد جنتی، رئیس شورای نگهبان 6- علی لاریجانی، رئیس مجلس 7- سردار محمد علی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران 8- محمد باقر قالیباف، شهردار تهران 9- آیت الله عباس واعظ طبسی، نماینده ولی فقیه در خراسان و تولیت آستان قدس رضوی 10- آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، عضو مجلس خبرنگان رهبری و از اساتید حوزه علمیه قم 11- حجت الاسلام سید جواد شهرستانی، مدیر موسسه آل البیت، نماینده و داماد آیت الله سیستانی در قم 12- سعید مرتضوی، دادستان کل تهران 13- آیت الله محمود هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضائیه 14- مجتبی ثمره هاشمی، مشاور ارشد رئیس جمهور 15- میرحسین موسوی، نخست وزیر سابق و کاندیدای انتخابات دهم ریاست جمهوری 16- محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و کاندیدای انتخابات دهم ریاست جمهوری 17- حسین شریعتمداری، مدیر مسوول روزنامه کیهان 18- سرویس فارسی بی.بی.سی (!)، شبکه تلویزیونی تازه تاسیس 19- عادل فردوسی پور، گزارشگر مسابقات ورزشی و مجری برنامه محبوب 90 20- مهران مدیری، کارگردان مشهور سریال های طنز تلویزیونی
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 14:45 توسط صهيب_صديف
|

عصرایران- همزمان با پایان یافتن جشنواره فیلم فجر و موفقیت فیلم "درباره الی..." که توانست نامزد 10 سیمرغ بلورین و برنده جایزه بهترین کارگردانی شود، روزنامه کیهان با انتقاد از نمایش این فیلم در جشنواره خبر داد که پیشتر به تهیه کنندگان "درباره الی..." رسماً هشدار داده شده بود که از گلشیفته فراهانی برای این کار استفاده نکنند ولی آنها به این هشدار توجهی نکردند. کیهان همچنین از قوه قضاییه خرده گرفت که چرا پس از "فاش شدن ابعاد و مختصات پروژه مشترک سازمان جاسوسی سیا و وزرات خارجه آمریکا برای سینمای ایران"، این بازیگر را تحت پیگرد قضایی قرار نداده است؟! کیهان در توجیه این مساله با "مانکن" خواندن گلشیفته فراهانی نوشته است: "صورت مساله روشن است. زن بازیگری در پروژه ای آمریکایی که بر اساس طرح دولت ایالات متحده صورت بندی شده، مشارکت کرده است. سنت ملی و هویت دینی خود را به حراج گذاشته و تبدیل به مانکن دست چندم هالیوود شده است. افعال مجرمانه و قبیح این بازیگر سبب ؟ به غیر و مخدوش شده هویت سینمای ایران گشته است..." نوشته کیهان را بخوانید: "دردمندانه باید برای برخی فیلمسازان و مشاور هنری رییس جمهور که سبب راهیابی فیلم «درباره الی» به بخش مسابقه «جشنواره فیلم فجر» شدند، فرازی دیگر از سخنان مقام معظم رهبری را در آن جلسه به کارگزاران سینمای ایران یادآوری کنیم. ایشان فرمودند «هر گوشه نظام را شما یک تلنگر بزنید، مثل اینکه به من مشت زده اید.» آنان که نان «هنرمند متعهد» و «سینماگر مسلمان» را می خورند، بر اساس کدامین اصل و معیار، چنین به اصول بنیادین «هنر متعهد» که سیاست کلی نظام است، تلنگر می زنند و آبروی دولت را خرج آغاز فرآیند مشروعیت بخشیدن به حضور موجودات سکولار در پیکره فرهنگ سینما می کنند؟! فرآیندی که از هنگام آغازش، استراتژی فرهنگی نظام رویارویی با آن بود. بنابر یافته های مستند روزنامه «کیهان»، در زمان آغاز مراحل تولید فیلم «درباره الی» مقامات ذیصلاح قانونی به تهیه کنندگان آن رسما هشدار دادند تا از این زن بازیگر که در فیلمی هالیوودی ایفای نقش کرده، استفاده نکنند، اما نه تنها کارگردان فیلم به دغدغه مسئولان وقعی ننهاد، بلکه از این بازیگر بهره گرفت. در این میان از قوه قضائیه انتظار می رفت تا پس از فاش شدن ابعاد و مختصات پروژه مشترک سازمان جاسوسی سیا و وزارت خارجه آمریکا برای سینمای ایران، این بازیگر را تحت پیگرد قضایی قرار دهد و حداقل، به سبب تخلف از قواعد مصرح اخلاقی و عرف جاری سینمای انقلاب اسلامی، وی را محروم از هرگونه فعالیت فرهنگی و اجتماعی در ایران کند. دغدغه مسئولان و در راس آن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نادیده گرفته شد. بازیگر قانون شکن پس از بازی در فیلم «درباره الی» باز هم به «هالیوود» رفت و در هیبت یک «مانکن» سراپا غربی ظاهر شد و علیه سینمای کشورش نیز مواضعی تند گرفت. در این اثناء، لابی های پنهان از مجاری گوناگون و از بد حادثه توسط 3 سینماگری که تابلوی «ارزشی» نیز دارند، برای اکران فیلم «درباره الی» رایزنی و بلکه چانه زنی می کردند تا اینکه سرانجام لابی یک مشاور هنری به نتیجه رسیدتا جایی که فیلم نه تنها در بخش «مسابقه» جشنواره حضور یافت، بلکه نامزد دریافت 10 سیمرغ بلورین گشت. آن هم از جشنواره ای که ویترین سینمای انقلاب اسلامی است و آن هم فیلمی که سازندگان و بازیگرانش، بدون آنکه لابی های گسترده رفقایشان را قدر گذارند و حداقل در جشن های سینمای انقلاب اسلامی حاضر شوند، بدون حضور در «جشنواره فیلم فجر»، ایران را به مقصد آلمان ترک کردند. در جشنواره فیلم برلین، دوباره کنار آن «مانکن» دست ساز هالیوود نشستند و با ادا و اطوارهای زننده، عکس یادگاری گرفتند. آن «مانکن» هم، باز علیه ایران مصاحبه کرد. صورت مساله روشن است. زن بازیگری در پروژه ای آمریکایی که بر اساس طرح دولت ایالات متحده صورتبندی شده، مشارکت کرده است. سنت ملی و هویت دینی خود را به حراج گذاشته و بدل به مانکن دست چندم هالیوود شده است. افعال مجرمانه و قبیح این بازیگر سبب اضرار به غیر (دیگری) و مخدوش شدن هویت سینمای ایران گشته است. بر فرض اینکه تهیه کنندگان فیلم «درباره الی» جاهل به موضوع بودند، باز هم این زن بازیگر باید مسئولیت حقوقی جبران خسارت آنان را در صورت عدم اکران فیلم بپذیرد و همچنین مسئولیت کیفری رفتارش را برعهده گیرد. چرا دولت اسلامی ما باید به سبب این افعال مجرمانه هزینه بدهد و از سیاست «هنر متعهد» امام و رهبری عدول کند؟! چرا به سبب اکران یک فیلم و عدم برخورد قانونی با یک هنرپیشه، باب ناصوابی را در سینمای ایران می گشائید، گویی که هیچ اصل و اساسی بر آن حاکم نیست؟! طیف ارزشی هنرمندان ایران باید آشکارا تکلیف خود را با چنین رویکردهایی مشخص کند وگرنه به تدریج چنین رویکردهایی، هویت سینمای انقلاب را مسخ خواهد کرد، اما وقتی مجله ای چون «مشق آفتاب» که مدیرش یک چهره مدعی «اصول گرایی اصلاح طلب» است پیوسته از بازیگران زن «بت» می سازد، «مانتوی خفاشی» و «شلوار سندبادی» یک بازیگر ارمنی دست سوم را نماد جوانان ایرانی می کند و آن بازیگر را «نمونه کاملی از دختر ایرانی زمان خود» می نامد، می بینیم که باید سخت دلمشغول این فرهنگ و هنر باشیم."
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 11:18 توسط صهيب_صديف
|

به گزارش عصر ایران ، این نظر سنجی در نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری ها آغاز و پس از اتمام نمایشگاه تا پنجشنبه هفته گذشته ، در چند نقطه تهران ادامه یافت.
در نظرسنجی عصرایران چهار حوزه عمده فعالیت دولت شامل «اقتصاد و معیشت» ، « بهداشت ، درمان وتأمین اجتماعی » ،« سیاست خارجی و انرژی هسته ای »و « سیاست های داخلی (گسترش آزادی های اجتماعی ، احزاب ، رسانه ها ، شایسته سالاری ،امنیت و...» مورد این پرسش قرار گرفته بود که «عملکرد دولت نهم را در کدام از این زمینه نسبت به سایر موارد موفق تر می دانید ؟»
در این نظر سنجی مجموعاً 1244 نفر در قالب تکمیل فرم نظر سنجی در نمایشگاه ، پاسخگویی به خبرنگاران عصر ایران در سطح شهر و ارسال پیامک به شماره اعلامی در نمایشگاه شرکت کردند که از این تعداد 775 نفر گزینه « سیاست خارجی و انرژی هسته ای »را انتخاب کردند ، 199 نفر معتقد بودند که دولت در زمینه «بهداشت ودرمان وتأمین اجتماعی » عملکرد موفق تری داشتند ، 183 نفر به سیاست داخلی رأی مثبت دادند و تنها 87 نفر عملکرد دولت نهم در زمینه اقتصادی ومعیشتی را نسبت به سایر حوزه ها موفق تر ارزیابی کردند.
در این نظر سنجی که در نمایشگاه مطبوعات و میدان های ولی عصر (عج) ، هفت تیر ، ونک ، صادقیه ، راه آهن و رسالت تهران انجام شد حدود 60% درصد پاسخ دهندگان مرد و40% در صد نیز زن بودند .
همچنین حدود 65%درصد پاسخ دهندگان دانشجو یا دارای تحصیلات دانشگاهی و 25% درصد دارای مدارک دیپلم یا پائین تر بوده اند و باقی افراد از ذکر سطح تحصیلات شان خودداری کردند.
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 13:47 توسط صهيب_صديف
|

در این باره ذکر چند نکته زیر خالی از فایده نخواهد بود: 1- اینکه البرادعی، موضوع هسته ای ایران را به بحث عمومی می گذارد و حتی خواستار حضور اعراب در مذاکرات مربوط به آن می شود، نشانه آن است که آژانس، از کار اصلی خود که بررسی فنی و حقوقی فعالیت های هسته ای کشور است عدول کرده و رسماً وارد سیاسی کاری شده است. 2- ترجیح ایران - که مقررات بین المللی هم به آن صحه می گذارد - این است که موضوع هسته ای، در کانال رسمی آن، یعنی آژانس اتمی بررسی و حل و فصل گردد. با این حال چنانچه نیاز به مذاکراتی خارج از این چارچوب باشد، طبیعتا باید این گفت و گوها با کشورهایی صورت گیرد که به نوعی طرف سیاسی ایران محسوب می شوند. به بیان دیگر، ایران و برخی کشورها، تقابلاتی با یکدیگر دارند که این تقابلات در موضوع هسته ای، رخ نمایانده است که در راس این کشورها، آمریکا قرار دارد. در واقع می توان گفت که در بعد سیاسی ماجرا، طرف اصلی ایران در موضوع هسته ای، آمریکاست و لذا چنانچه قرار باشد مذاکره ای هم صورت بگیرد، این، آمریکاست که باید طرف گفت و گو باشد. حتی در زمانی هم که تروئیکای اروپایی (آلمان، انگلیس و فرانسه) با ایران مذاکره می کردند، ماحصل گفت و گوها را به آمریکا منتقل می نمودند و برای ایران، جواب می آوردند. در همان زمان هم بسیاری از کارشناسان، تاکید داشتند به جای مذاکره با واسطه های اروپایی- که طبیعتا بدون دریافت حق واسطه گری هم کار نمی کنند- می بایست با طرف اصلی مواجه شد. حال در این میان، اعراب در کجای ماجرای هسته ای ایران قرار می گیرند، سوالی است که باید از البرادعی پرسید. 3- حضور کشورهای روسیه و چین در مذاکرات هسته ای که با چراغ سبز ایرانی صورت گرفت، به خاطر عضویت این کشورها در شورای امنیت و ثقل سیاسی آنها در تعدیل اقدامات غربی ها علیه ایران بوده است که البته در عمل نیز هر چند شاهد بازی دوگانه آنها به ویژه روسیه بوده ایم ولی در مجموع به خاطر مصالح خودشان هم که شده، در مقاطعی از شدت وحدت قطعنامه ها کاسته و دایره شمول عملی آنها علیه ایران را محدود کرده اند. حال آیا کشورهای عربی که عمدتا زیر مجموعه های بی اراده آمریکا محسوب می شوند، قادر به ایفای چنین نقشی در مقابل ایالات متحده هستند؟
عصرایران- محمد البرادعی، مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی، اخیرا خواستار حضور اعراب در مذاکرات هسته ای ایران شده است.
آن طور که البرادعی گفته است، هیچ تحولی در منطقه، بدون نقش آفرینی اعراب، قابل تصور نیست.
این، یک انحراف خطرناک در کار آژانس است.
بدیهی است که پاسخ منفی است.
بنابراین از این منظر نیز حضور اعراب در مذاکرات هسته ای ایران، محلی از اعراب ندارد.
البته بدیهی است که این حرکات ، به خاطر این است اعراب احتمال می دهند در آینده ، با شکل گیری مذاکرات ایران و آمریکا ، روابط این دو کشور رو به بهبود رود.
بی گمان آنها از این احتمال خرسند نیستند زیرا منافع خود را در وجود تنش سیاسی ( و نه نظامی) در روابط تهران - واشنگتن می بینند و لذا از هیچ اقدامی برای مانع تراشی در این خصوص فروگذار نمی کنند ولی در نهایت اگر ملاحظه کنند که مذاکره ای در میان است ، می کوشند وارد بازی شوند و از این پشم برای خود کلاهی دست و پا کنند.
بنابراین بهتر است آقای البرادعی اینقدر وقت خود را برای وارد کردن اعراب به مذاکرات هسته ای ایران و گفت و گو های احتمالی ایران و آمریکا هدر ندهد. زیرا آنها در این ماجرا، نه سر پیازند و نه ته پیاز!
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 13:46 توسط صهيب_صديف
|

عصرایران- هنوز یک روز از تکذیب ادعای نایب رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی مبنی بر آغاز تحویل موشک های ضد هوایی اس 300 روسی به ایران توسط منابع نظامی و دیپلماتیک روسی نمی گذرد که ایالات متحده در موضع گیری رسمی خود از مقامات کرملین به خاطر قصد احتمالی آنها برای در اختیار قرار دادن این سامانه پیشرفته نظامی به ایران، انتقاد کرد. به گزارش آسوشیتدپرس از واشنگتن ، رابرت وود سخنگوی وزارت امور خارجه ایالات متحده با انتقاد از روسیه گفته است: "ما در تماس های رسمی و دوجانبه با مقامات روس بارها مخالفت خود را با فروش این سامانه نظامی روسی به ایران اعلام کرده ایم. همانطور که در گذشته نیز بارها تاکید کرده ایم موقعیت کنونی زمان مناسبی برای داشتن مراودات عادی نظامی و تسلیحاتی با دولت ایران نیست". از سوی دیگر یکی از مقامات اطلاعاتی نظامی ایالات متحده نیز به شرط فاش نشدن نامش در گفت و گو با خبرگزاری آسوشیتد پرس ضمن تهدید آمیز خواندن این سامانه نظامی برای آمریکا ادعا کرده است: با توجه به برد عملیاتی بالای این سامانه نظامی، ممکن است ایران با انتقال آن به مرزهای خود با عراق و افغانستان، این سامانه را علیه نیروهای نظامی حاضر ایالات متحده در این دو کشور استفاده کند! این مقام آمریکایی همچنین افزود: هنگامی که مقامات روس مواضعی متناقض نسبت به گزارش های مربوط به انتقال این سامانه نظامی به ایران اتخاذ می کنند، طبیعی است که واشنگتن به این باور برسد که ممکن است روس ها واقعا این کار را کرده اند. این مخالفت ها در حالی است که مقامات اسراییلی نیز در دو ماه گذشته و همزمان با مطرح شدن احتمال فروش این سامانه نظامی روسیه به ایران، مقامات کرملین را برای عدم فروش این سامانه نظامی به ایران تحت فشار قرار داده اند. مقامات اسراییلی مدعی هستند: در صورت استقرار این سامانه نظامی، کار حمله هوایی به تاسیسات هسته ای ایران مشکل تر خواهد شد. این در حالی است روسیه دارای سامانه های اس400 نیز است که دارای قابلیت و برد عملیاتی گسترده تری از سامانه اس 300 است. سامانه نظامی اس 300 نوع پیشرفته تر سامانه کنونی مستقر در ایران " تور ام -1 " است که این سامانه نیز در سال های گذشته از روسیه خریداری شده است
شرط انتقال این تکنولوژی به روسیه نیز خودداری از عرضه سیستم دفاع ضد موشکی به ایران عنوان شده است.
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 13:44 توسط صهيب_صديف
|

عصر ایران- عامل حمله با مواد آتش زا به سفارت ایران در لندن به جرم خود اعتراف کرد. به گزارش عصر ایران (asriran.com) نشریه محلی «ایلینگ گازت» انگلیس با اشاره به حمله اوایل مهرماه به سفارت ایران در لندن نوشت: "«علی مصطفی رحیمی»، مظنون اصلی این حادثه که ظاهراً از اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق (منافقین) است در دادگاهی واقع در جنوب لندن به جرم خود اقرار کرد." سفارت ایران در لندن روز 22 سپتامبر (دوم مهرماه) امسال مورد حمله یک فرد ناشناس قرار گرفت. عامل این حمله یک بمب آتش زا را از درهای چوبی ساختمان سفارت به داخل آن انداخت. در این حادثه که به آتش سوزی بخشی از درهای ورودی ساختمان منجر شد، کسی آسیب ندید. براساس این گزارش «مصطفی رحیمی»، 20 ساله، در دادگاه جنایی «ساوت وارک» به جرم خود مبنی بر آتش زدن عمدی سفارت ایران واقع در کنسینگتون لندن اعتراف کرد. این فرد بیکار که سوی پلیس لندن به عنوان یک مجرم به شدت خطرناک توصیف می شود توسط دوربین های مداربسته تعبیه شده در داخل ساختمان سفارت ایران شناسایی و دستگیر شده است. برپایه این گزارش دادگاه لندن روز 27 ژانویه اقدام به صدور حکم درباره مصطفی رحیمی خواهد کرد. پلیس اسکاتلندیارد پس از وقوع این حادثه بلافاصله تحقیقات خود را با همکاری پلیس حفاظت دیپلماتیک، افسران ضد تروریسم و پلیس وزارت دفاع انگلیس آغاز کرد. سربازرس «استیو مارشال» از دایره عملیات گروه حفاظت دیپلماتیک گفت: "این یک حمله آشکار و بابرنامه به سفارت (ایران) بود که زندگی کارکنان داخل سفارت را به خطر انداخت. گروه حفاظت دیپلماتیک سخت در تلاش است تا امنیت جامعه دیپلماتیک و دولتی مقیم لندن را تامین کند." حمله مهرماه امسال به سفارت ایران در لندن در حالی رخ داد که در فروردین ماه سال ۵۹ نیز به سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن واقع در خیابان پرنسس گیت حمله شد و مهاجمان با تصرف شش روزه ساختمان سفارت، اقدام به گروگانگیری کارکنان آن کردند. اما شناسایی و برخورد جدی با عاملین آن جنایت به دلیل اهمال پلیس انگلیس به صورت كامل انجام نگرفت.
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 13:43 توسط صهيب_صديف
|

عصرایران - رئیس انستیتو خاور نزدیک آکادمی علوم روسیه با حمایت الز فروش سامانه موشکی اس - 300 به ایران گفت: کشورهای عربی به جز سوریه از خدا می خواهند که اسرائیل به ایران حمله کند.
به گزارش عصرایران به نقل از ریانووستی ، مقامات رسمی مسکو معتقدند که همکاری فنی و نظامی با ایران تاثیری مثبت بر ثبات در منطقه خواهد داشت. افزایش این گونه همکاری ها و تاثیر آن بر اوضاع در منطقه را "یوگنی ساتانوفسکی" رئیس انستیتو خاور نزدیک آکادمی علوم روسیه در مصاحبه ای با "روس بالت" تشریح کرد:
روسیه با عرضه سلاح به ایران تنها به فکر کسب درآمد است و یا همزمان با نفوذ آمریکا در منطقه مقابله می کند؟ همکاری فنی و نظامی با ایران چه تاثیری بر روابط روسیه و اسرائیل خواهد داشت؟
ایران، کشوری است که در رابطه با آن مباحث بسیاری وجود دارند. در روابط روسیه و ایران تا کنون مشکل تقسیم دریای خزر حل نشده است. در زمینه سیاست بین المللی، مقامات روسیه به کرات و آشکارا گفته اند که اعلامیه های رئیس جمهور ایران در رابطه با اسرائیل افراطی هستند. اما روسیه که به کسی بدهکار نیست؛ اگر قرارداد عرضه سلاح امضا شده باشد، روسیه به این قرارداد عمل می کند. ما به یک کشور سلاح صادر می کنیم و نه به دزدان دریایی سومالی.
باید گفت که سیاست "کنسرت جهانی" زمانی که همه یک چیز را هماهنگ می کنند و "همصدا می نوازند" پایان یافته است. این را آمریکا خراب کرد: سیاست ریچارد چینی (معاون جرج بوش)، اقدامات در گرجستان و در اوکراین. سیاست متجاوزانه ای که اصل "مال ما، مال ما، مال تو هم مال ما" را ملاک عمل قرار می دهد، مدت زیادی دوام نمی آورد. رویدادهای اخیر، بویژه بحران اقتصادی نشان داد که وقتی ما درباره هماهنگ سازی اقدامات با واشنگتن صحبت می کنیم، تا چه حد این هماهنگی متقابل است.
در رابطه با اسرائیلی ها نیز باید گفت که روسیه با آنها مشکلی ندارد. طی بحران قفقاز روابط نه چندان بدی با اسرائیل برقرار شد. اسرائیل به سیگنال دریافتی از مسکو درباره تلاش برای برانگیختن تل آویو به توسعه همکاری با رژیم ساآکاشویلی (رئیس جمهور گرجستان) واکنشی مشخص نشان داد.
علاوه بر این، روسیه یکی از کشورهایی است که بیش از همه خواستار موجودیت اسرائیل با بیش از یک میلیون جمعیت روسی زبان آن است.
جهان فقط سیاه و سفید نیست و امروز این مشکل بسیار بزرگی است که آیا اسرائیل یا آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران حمله خواهند کرد یا خیر. آیا در حقیقت ایران اولین بمب اتمی را که بسازد (که من شکی ندارم که می سازد) روی سر اسرائیل منفجر می کند و یا این تنها تمایل غیر قابل اجرای افرادی است که دور رئیس جمهور ایران را گرفته اند؟
اگر برخورد نظامی بین اسرائیل با ایران کلاً ممکن باشد، تصمیم به این در یک و نیم ماه آینده، پیش از تحلیف ریاست جمهوری جدید آمریکا و انتخابات در اسرائیل اتخاذ خواهد شد. طی این مدت، با در نظر داشتن تعطیلات سال نو در روسیه، هیچگونه سیستم دفاعی به ایران عرضه نمی شود. از این رو صحبت درباره اینکه تسلیجات روسی عاملی بحرانی در مقابله ایران با اسرائیل، امریکا، اروپا و بقیه هستند، چرندیاتی بیش نیستند.
علاوه بر این، در نهایت باید گفت که روسیه مسئول نجات ایرانیان از پیامدهای ناشی از اظهارات رهبران سیاسی آنها نیست.
-خاور نزدیک، مسئله ای ظریف است. اگر کشورهای عربی هم به مناقشه بپیوندند...
-به کی بپیوندند؟ همه کشورهای عربی، بغیر از سوریه، از خداشان است که اسرائیلی ها به ایران حمله کنند. اوضاع بسیار شگفت انگیز است. من به شما اطمینان خاطر می دهم که مثلاً مقامات سیاسی و نظامی مصر اگر چنین حمله ای صورت گیرد، بسیار خوشحال می شوند. فقط نگاه کنید ببینید روابط مصر و ایران چگونه است: سال های بسیاری روابط دیپلماتیک کلاً وجود نداشت، و اکنون روابطی گرمتر از بعنوان مثال روابط اسرائیل و شوروی در سال 1967 وجود ندارد.
برای کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، اسرائیل تنها "پدری محافظ" است، زیرا برای آنها گسترش نفوذ ایران از جمله در عرصه سیاسی تهدیدی مهلک است. حتی سوریه که متفق ایران محسوب می شود، سعی دارد به ملایمت از مجادله ایران-اسرائیل-آمریکا فاصله بگیرد.
پس می بینید که اوضاع ساده نیست. شاید در نتیجه بازی نظامی-سیاسی که ما درباره آن صحبت می کنیم، اوضاع در خاور نزدیک ثبات بیابد.
-نظر شما درباره این چیست که روسیه رایگان بعنوان کمک به لبنان ده جنگنده جدید عرضه می کند؟
-در این صورت سایر کشورها اعتراضی نسبت به روسیه نخواهند داشت. کمک نظامی به ارتش لبنان، مشکلی برای حزب الله است. اکنون نمی توان از ارتش لبنان مطالبه کرد که شبه نظامیان را خلع سلاح کند، چرا که بسیار ضعیف تر از حزب الله است. آنها چیزی برای مبارزه با آنها ندارند. اما امروز می توان گفت که ارتش لبنان آخرین امید برای برقراری وحدت در کشور است. روسیه با کمک به ارتش لبنان به احیای وحدت کشور و حفظ استقلال آن کمک می کند.
بدین ترتیب اقدامات روسیه در خاور نزدیک را می توان حمایت از تعادل نامید. ایالات متحده، انگلیس و فرانسه نیز به همین کار مشغولند.
-و در صورتی که "مناقشه ای شعله ور شود"، آیا روسیه و آمریکا همه چیز را به روش های سیاسی حل خواهند کرد؟
-روسیه و آمریکا همه چیز را حتی در سال های 1956 و 1967 نیز سیاسی حل کردند. تنها اهداف ما متفاوت هستند. اما فکر می کنم اگر "مناقشه ای شعله ور شود"، در اثر آن بودجه روسیه تنها افزایش می یابد.
-این پیشبینی خوشبیانه ای است...
-این پیشبینی غم انگیزی است. اگر مقامات ایران می گفتند که بالاخره آماده این هستند که در وضعیت بازدارندگی متقابل با اسرائیل باشند، همانطور که شوروی و آمریکا در زمان بحران کارائیب بودند، یا همانند هند و پاکستان (از یکدیگر هرچه می خواهید متنفر باشید، اما نجنگید)، در آن صورت بیشتر می شد خوشبین بود. اما فعلاً مقامات ایران آماده چنین چیزی نیستند.
شرایطی را فرض کنید که شما همسایه ای دارید که با سماجت حسادت برانگیزی دائماً می گوید که به شما و همه خانواده شما تیراندازی می کند، در عین حال اسلحه هم بخرد، فشنگ هم حمل کند، خب مسلماً اعصاب شما تحمل چنین چیزی را ندارد. و اگر در عین حال در اداره پلیس نیز به شما بگویند که همسایه شوخی می کند، و اگر شوخی نکند بشدت مجازات می شود، چه؟ این چه فرقی به حال شما خواهد داشت؟ شما که دیگر در این دنیا نخواهید بود! مقابله ایران و اسرائیل یادآور تهدیدات همسایه است و آمریکا یادآور اداره پلیس. این قبیحانه است، اما امیدی به این نیست که "آمریکا پوشش دهد". آمریکا هیچگاه پوشش نداده و نخواهد داد.
در چنین شرایطی راه حل یک چیز است: تحت حمایت "ابرقدرت ها" توافقنامه عدم حمله ایران و اسرائیل منعقد شود. اما ایرانیان این را نمی خواهند. اوضاع غم انگیزی است.
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 13:42 توسط صهيب_صديف
|

عصرایران - جمعیت جوان، عدم آموزش مهارت های زندگی، ازدواج های دیمی، مشکلات گویا بی پایان اقتصادی و دهها عامل ریز و درست دیگر که در اینجا مجال پرداختن به آنها نیست- همه و همه دست به دست یکدیگر داده اند تا طلاق- همانند موشکی شلیک شده از سایت معضلات اجتماعی و اقتصادی، همچنان روندی رو به صعود داشته باشد به گونه ای که طبق برخی آمارها، فقط در روستاهای یزد و قم، آمار طلاق بالا نیست! طبیعتا نتیجه طلاق نیز وجود پدیده ای به نام "زنان مطلقه" است که از شوی سابق شان جدا شده و با پدر و مادر یا به تنهایی زندگی می کنند. در چنین شرایطی و بر خلاف انتظار یکی از مسوولان که به واسطه سمتش درباره زنان، از بیت المال حقوق می گیرد و روزگار می گذراند، در آماری عجیب، انگ رفتارهای غیراخلاقی به زنان مطلقه زده و مدعی شده که یک سوم زنان مطلقه تهرانی 9 ماه پس از جدایی به خاطر موارد اخلاقی در دادگاه ارشاد دارای پرونده اخلاقی می شوند! خانم فرحناز قندفروش، مشاور استاندار تهران در امور بانوان، البته مستندات این ادعای وحشتناک را اعلام نکرده و آن طور که خبرگزاری مهر خبر داده، فقط تاکید کرده است که این یک واقعیت تلخ است! این نوشتار درصدد به چالش کشیدن درستی یا نادرستی آمار یک سومی خانم مشاور نیست - هر چند که آن را مبالغه آمیز می داند- بلکه سخن اصلی یادداشت حاضر، اصل مطرح کردن چنین آماری از سوی یک مقام مسوول در امور بانوان است. به راستی آیا ایشان به عنوان مشاور استاندار تهران در امور بانوان خبر ندارند که زنان مطلقه، به صرف اینکه از همسرشان جدا شده اند، در جامعه ما به اندازه کافی مورد سوءظن قلب های مریض هستند و این در حالی است که بسیاری از آنان، همانند اکثر زنان ایرانی پاک و پاکدامن اند و فقط بازی سرنوشت آنها را به فروپاشی زندگی مشترک کشانده و روحشان را آزرده است؟ حال در چنین فضای آمیخته با سوءتفاهمی، یک مسوول آن هم یک مسوول خانم که باید هم جنسان خود را بیشتر درک کند، با صدای بلند اعلام می کند که ایها الناس، وضع زنان مطلقه آنقدر خراب است که یک سومشان در دادگاه ارشاد پرونده اخلاقی دارند. آیا این سرکار خانم با این خبر (واقعی یا کذب)شان به زنان آسیب دیده و آسیب پذیر مطلقه ، خدمت کرده یا بدانها ستم کرده است؟ آیا وقتی یک مقام رسمی از یک تریبون عمومی چنین انگ زشتی را متوجه بخش قابل توجهی از زنان جامعه می کند، زنان مطلقه در معرض طمع ورزی ها و آسیب پذیری های بیشتری قرار نمی گیرند و قلب های مریض با جسارت بیشتری درصدد آزار آنها برنمی آیند؟! آیا با این شاهکار، ترو خشک با هم نمی سوزند و ذهنیت جامعه به زنان مطلقه آلوده تر نمی شود؟ آیا اگر خود خانم قندفروش جزو این زنان بود یا از نزدیکانش دچار طلاق بودند، چنین بی پروا و راحت، انگ انحراف اخلاقی به زنان مطلقه را آن هم فقط پس از 9 ماه پس از طلاق را می زد؟ به راستی وقتی خانم مشاور امور بانوان چنین اتهامی را متوجه زنان مطلقه می کند از دیگر مسوولان چه انتظاری می توان داشت؟ ای کاش مسوولان ما یاد بگیرند که خیلی وقت ها می توانند حرف نزنند. به خدا آسمان به زمین نمی آید اگر گاهی اوقات هم زبان به کام بگیرند تا مردم از سکوت شان لذت ببرند!
حمایت اجتماعی از این قشر، آن هم در جامعه مرد سالار ایران و در شرایطی که بسیاری از مردان، متاسفانه نگاه های ناپاکی به زنان دارند، یک وظیفه بزرگ است که بر دوش خانواده ها، نهادهای اجتماعی، صاحبان قلم و در نهایت مسوولان سیاسی جامعه و مشخصا مسوولان مرتبط با امور زنان، سنگینی می کند.
معنای عمیق تر سخن ایشان، این است که بسیار بیشتر از یک سوم زنان مطلقه تهرانی دچار انحرافات اخلاقی می شوند که یک سوم شان گیر می افتند و کارشان به دادگاه و این قبیل جاها می کشد.
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 13:40 توسط صهيب_صديف
|

عصر ایران- در تازه ترین حمله لفظی مقامات مصری علیه کشورمان برسر بحران غزه، رئیس مجلس شورای مصر، ایران را به تلاش در جهت احیای امپراتوری باستانی خود متهم کرد. به گزارش عصر ایران (asriran.com) «صفوت الشریف» در واکنش به انتقاد ایران از مواضع مصر در خصوص بحران غزه گفت: "قاهره به انتقادات لفظی تهران در این خصوص اعتنایی نمی کند." وی با بیان این ادعا که ایران به دنبال احیای امپراتوری باستانی خود است افزود: "مصر، یک قدرت مرکزی در منطقه و نماد اعتدال در مسائل سیاسی و مذهبی است. این کشور همچون نور روشنگری و دموکراسی(!) است که ایرانی ها فاقد آن هستند!" الشریف با اشاره به تلاش ایران برای محکومیت موضع مصر در بحران غزه خاطرنشان کرد: "این تلاشی پنهان از جانب ایران برای تحریک احساسات مردم به منظور پوشاندن خطاهایی است که این حکومت مرتکب می شود. این همچنین تلاشی برای مداخله در امور داخلی کشورهای همسایه است." رئیس مجلس شورای مصر مدعی شد: "اتهامات غلط که از سوی ایران و سوریه به مصر وارد می شود بازتابی از وخامت بحران هایی است که این دو کشور با آن روبرو بوده و سعی می کنند این بحران ها را به مصر و نقاط دیگر صادر کنند!" وی افزود: "مصر همچنان یک حکومت پیشگام عربی و اسلامی باقی خواهد ماند، سمبل میهن پرستی و مدافع دموکراسی، آزادی و نیز حامی منافع عربی و آفریقایی. مصر به ایفای نقش ملی خود ادامه خواهد داد و اعتنایی به چنین تلاش های تحریک آمیز از جانب ایران و سایر کشورها نخواهد کرد." الشریف خاطرنشان کرد: "عجیب است کشوری (ایران) که تاریخ آن سرشار از نقض حقوق عربی است! و همچنان جزایر امارات را در اشغال دارد! می خواهد مشکلاتش را به کشورهای همسایه صادر و درباره حقوق مردم فلسطین مذاکره کند." وی ادامه داد: "مصر به مسئولیت های خود در قبال موضوع فلسطین واقف است و به تلاش هایش برای تحقق امنیت منطقه ای، کمک به احیای حقوق فلسطینی ها و استقرار یک دولت مستقل فلسطینی ادامه خواهد داد." این اظهارات در حالی است که الشریف اوایل هفته جاری با بررسی و انتشار بیانیه ضدایرانی کمیته امور عربی مجلس مصر مخالفت کرده بود. وی با بیان اينكه اين بيانيه شديد اللحن ممكن است موجب قطع كامل روابط با ايران شود بررسي آن در جلسه روز يكشنبه مجلس و انتشارش در مطبوعات مصر را به شدت منع کرده بود. اين بيانيه اظهار نظر مقامات ايراني درخصوص موضع مصر در قبال مساله فلسطين را محكوم كرده و آن را پيگيري سياستهاي هميشگي تهران در برابر قاهره دانسته بود.
دولت مصر با بستن مرز خود با غزه ، محاصره این منطقه توسط اسرائیلی ها را تکمیل کرده و زندگی یک و نیم میلیون نفر در غزه را با بحران مواجه ساخته است به گونه ای که مجامع جهانی ، نسبت به بروز فاجعه انسانی در غزه هشدار داده اند.
این رویکرد دولت مصر با انتقاد گسترده افکار عمومی مواجه شده و اینک قاهره درصدد انتقال این انتقادها به دیگر کشورها از جمله ایران است.
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 13:38 توسط صهيب_صديف
|

به گزارش فاکس نیوز دادگاهی در شهر "فورت لادردال" در ایالت فلوریدای آمریکا "شهرزاد میر قلیخانی" و همسر سابقش را به اتهام مشارکت در خرید و انتقال غیر قانونی این عینک ها که فروش آن به جمهوری اسلامی ایران مشمول تحریم است، تحت محاکمه قرار داده است. خانم میر قلیخانی که خود به تنهایی در دادگاه از اتهام خود دفاع می کند و برای این کار وکیلی استخدام نکرده است در ماه آوریل در دادگاه مورد محاکمه قرار گرفته و محکوم شناخته شد اما دادگاه به دلیل اینکه وی صاحب دو دختر دوقلو است، به این زن ایرانی تا زمان تشکیل دادگاه تجدید نظر اجازه داده بود به خانه خود بازگردد. از صبح چهارشنبه هیات منصفه دادگاه با استماع اظهارات و دلایل نماینده دادستانی و خانم میر قلیخانی رای خود را درباره اتهام این زن ایرانی به زودی اعلام خواهد کرد. پیش بینی می شود در صورت اثبات اتهام زن ایرانی برای هیات منصفه حبسی بلند مدت و جریمه نقدی سنگینی در انتظار وی باشد. در ماه گذشته میلادی نیز دادگاهی در ایالات متحده دو مرد ایرانی را به اتهام معامله غیر قانونی با ایران و انتقال کالاهای مشمول تحریم از طریق شرکت های واسطه در کشورهای ثالث به ایران، مجموعا به 90 سال زندان و پرداخت جریمه های سنگین مالی محکوم کرده بود. ایالات متحده از سال 1980 و پس از قطع روابط سیاسی و دیپلماتیک خود با ایران تحریم هایی را به طور یکجانبه علیه ایران به تصویب رسانده و اعمال می کند و تاکنون افراد زیادی به جرم دور زدن تحریم ها و تلاش برای انتقال تجهیزات مشمول تحریم به ایران مورد محاکمه و مجازات قرار گرفته اند.
+
نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 8:51 توسط صهيب_صديف
|
